نکته ای توجه ام را به خود جلب کرده است که احساس می کنم مطرح کردن ان با شما دانشجوبان خالی از لطف نیست
معمولا پس از انجام هر امتحانی گروهی از دانشجویان که موفق به کسب نمرات قابل قبولی نشده اند، به جای انکه سعی در یافتن ایراد خود بکنند و تلاش نمایند تا با برطرف کردن ریشه مشکل عدم موفقیت، راه را برای موفقیتهای آینده باز کنند، با استفاده از اصل فرافکنی، سعی دارند تا عوامل خارجی را دلیل عدم موفقیت خود جلوه دهند.
برخی از انها به نوع سوالات و برخی دیگر در کل به مفاهیم درسی اعتراض دارند.
برای نمونه عده ای ادعا کرده اند که جواب پروژه استراتژیک گروه دوم که استفاده از استراتژی "کاهش" بوده است، کامل واضح بوده و بنابراین آنها به فکر ارائه استراتژی هایی فراتر از ان برامده اند!!!
جواب این عزیزان این است که اگر شما مطالب درسی را درست و کامل فرا گرفته بودید می دانستید، استفاده از استراتژی کاهش در شرایطی که آن را لازم الاجرا میکند، می تواند نه تنها جلوی زیانهای بیشتر را بگیرد، بلکه سود اور باشد و اصرار شما بر ادامه رقابت با هر نوع استراتژی دیگری چیزی جز ضرر بیشتر و نهایتا شکست مطلق ندارد.
برخلاف نظر شما استفاده از این استراتژی به معنای تسلیم شدن و انجام ندادن هیچ کاری نیست. خروج از یک بازار خود شامل مراحل و کارهای بسیار زیادی می شود و حتی زمان بندی آن نیز می تواند تاثیر زیادی بر نتیجه موفقیت آمیز آن داشته باشد.
عدم آگاهی و دقت شما در درک این استراتژی به معنای ان نیست که اگر مدیری از ان استفاده کند در حقیقت هیچ کاری نکرده است.
شرکت نکردن مرتب در کلاس درس، نخواندن مطالب، گوش نکردن به مطالب تدریس شده در کلاس، دلیل اشتباهات شماست نه مفاهیم تدریس شده و سوالات امتحانی.
اول قدم برای موفقیت قبول اشتیاهات است. تا انها رانپذیرید هیچ اصلاحی در کار نخواهد بود. این درد جامعه مدیریتی ماست.
مدیران اینده از دل همین دانشگاهها خارج می شوند، اگر چنین روشی را با خود حمل کنید. در اینده تبدیل به مدیری خواهید شد که تنها به فکر پاک کردن صورت مساله و انکار اشتباهات و تخلفات است، امروز شما چنین مدیرانی را مواخده می کنید اما فردا خود شما یکی از انها خواهید بود وقتی امروز نمی پذیرید نحوه عملکرد اشتباه شما در طول ترم منجر به این نمرات شده است.