پوریای ولی، شاعری پهلوان
پوریای ولی پهلوان، صوفی و شاعر ایرانی است که در ورزشهای زورخانهای پیشینه زیادی داشته است. تاریخ نگاران بر اساس طوماری قدیمی به جا مانده از دوره صفوی، او را از مردم سلماس و خوی دانستهاند.
پوریای ولی در جوانی کشتی میگرفت و پیشه پوستیندوزی و کلاهدوزی داشت. در همان زمان جوانی، به شهرهای گوناگون آسیای میانه، ایران و هندوستان سفر کرد و همه جا کشتی گرفت و به پهلوانی نام یافت. درباره دگرگونی روحی پوریای ولی روایتهای فراوان آوردهاند.
پوریای ولی در میان ورزشکاران ایران نمونهای از اخلاق، پایمردی و جوانمردی است و نه تنها در مقام یک پهلوان، بلکه در مقام یک قدیس در میان مردم جایگاهی والا دارد.
مقبرهٔ او در شهر خیوه ، ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورگنج مرکز استان خوارزم ازبکستان میباشد.
در زیر تعدادی از رباعیات پوریای ولی امده است که نشان دهنده دیدگاه وی است:
1. «گر مرد رهی ، به ره نظر باید داشت / خود را نگه از هزار خطر باید داشت
در خانه دوستان چو گشتی محرم / دست و دل و دیده را نگه باید داشت »
2. تا بر سر نفس خود امیری مردی / گر بر دگری خرده نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن / گر دست فتاده را بگیری مردی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 2:28 PM توسط فروه
|